تبليغاتX
.•.¸¸.•*´واسه تازه شدن،دیر نسیت`*•.¸¸.•.

6cf6.jpg?mgID80IBgAtTZRqn

امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام.....آرام ... باورت می شود ؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت

+ نانی |

+ نانی |

وقتی سرت رو روی شونه های کسی میگذاری که دوستش داری بزرگترین ارامش دنیا رو توی خودت احساس می کنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روی شانه هات میگذاره احساس میکنی قوی ترین موجود جهانی

+ نانی |

یک نفر...یک جایی...تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر...یک جایی...در حال فکر کردن به توست.

+ نانی |

ای شب آخر ، ز سر وا کن مرا

محو در لبخند فردا کن مرا .

 

عمر رویاهای دنیایی گذشت

رنگ دنیاهای رویا کن مرا .

 

مشت خاکی مانَد از من در جهان

با ادب تقدیم دنیا کن مرا .

 

از گِل من گُل نمی روید به باغ

تا تورا گویم تماشا کن مرا .

 

صد هزاران سال دیگر ، یک بهار

بوته ای ، برگی ، به صحرا کن مرا !

 

گم شدن در تیرگی ها نارواست

پرتو یادی به دلها کن مرا .

 

تار و پودم ذره ذره مهر بود

هر کجا مهر است پیدا کن مرا !

+ نانی |

I LOVE YOU

قلبدفتر عشـــق كه بسته شـدd
قلبدیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمd
قلبخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونd
قلببه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودd
قلببد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلببرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلبحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلبتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلببـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمd
قلبغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلببازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلباز
دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلبچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمd
قلبچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمd
قلبدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنd
قلبفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهd
قلبچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلبآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهd
قلبدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهd
قلببزن تیر خـــــــــــــــــلاص روd
قلبازاون كه عاشقـــت بودd
قلببشنواین التماسروd
قلب...............d
قلب.........d

قلب....d
قلب.d

+ نانی |


+ نانی |

یكی بود یكی نبود
زیر این سقف كبود
یه غریب آشنا
دل و جونمو ربود
اینجوری نگام نكن
گل یاس مهربون
اون غریبه خودتی همیشه با من بمون

+ نانی |

+ نانی |

تو را

من خوب میدانم

تو را

من مثل ماهی

از طلوعت تا غروب شب

صدا کردم

تورا

من خوب می فهمم

مثل یک سنجاقک بی تاب و نا آرام

پی پژواک هر نیلوفری

تا شکل پروازت

پراز اندیشه های خیس باشد

یا پر از لحن غریب برکه در پاییز

تو را

من یاد دارم

مثل روز اول هر مهر ماهی

وسراب گرم هر خرداد

تو را

میدانم اما

باز میخواهم

تماشایت کنم در خواب

فقط یک بار دیگر هم به خوابم آی...

+ نانی |



 


+ نانی |

خدا جون وقتی مرا نقاشی می کردی زیبا نقاشی ام کردی ممنون!!! سالم نقاشی ام کردی باز هم ممنون... با غرور نقاشی ام کردی باز هم ممنون... ولی آخه خدا جونم چرا تنها نقاشی ام کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نانی |

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری، چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زی اوار غرورش همه وجودت له شده، چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری

+ نانی |

دلم در سینه احساس غریبی می کند، بهانه می گیرد، تو را می خواهد، تو نیستی و به جز خوشبختی همه چیز اینجا هست! می نویسم...امشب نیز چون تمام شب ها دلم هوایت را کرده است.

+ نانی |

+ نانی |

می خواهم برای رسیدن به تو و ستاندن بوسه ای از گونه ات همره باد بروم تا سرزمین عاشق شدن و دل باختن . تا تنهائی ات که هر لحظه از کوچه ها ی عطرآگینت می گذرم . تا دستهای مهربانت که دلم را و ناآرامیهاو بیقراریهایم را بدانها سپرده ام . می خواهم شمیم دلگشایت را که برتن روحی دوباره می دهد همره باد بپراکنم تا دورها ، تابلندیهای دلنشین عاطفه ، تا آنجا که لوای سبز عشق همیشه رقصان است . می خواهم همره باد بروم تا آسمانها ، تا آشیانه گرم خورشید ، تاکهکهشانها . تا آنجایی که سرپنجه ام بیاشوبد ابرهارا و بکشاند آواز باران را تا زمین ... از دل آراترین بلورها به تصویر فریبای یادهای تو قابی ساخته ام ازدل .پیرامون آنرا رنگی دلپذیر زده ام به سرخی دل شقایق . آذین داده ام چهارگوشه آنرا با مرواریدهای اشک و پیچانده ام بر حاشیه آن پیچک سبز تمامی آمال را . زیبا تصویر تورا برروی طاقچه قدیمی قلب بی آلایشم نشانده ام تا بربارگاه آن فرمانروایی کند و :

درمحراب عشق به تماشایش نشینم برده وار.

+ نانی |

در جاده درست در آن هنگام که

در اوج حرکت هستی ناگهان از دور متوجه چيزی ميشوی

می ايستی

آه باز هم به دوراهی رسيد م انتخاب با من است اما راه با کيست

احساس می کنم باز هم بايد به ايستم باز هم دچار دوراهی ام

راستی می شود زندگی را بر سر همين دورا هی هم تمام کرد

نه نه

اما نمی کنم من تمامش نمی کنم بگذار راه تمام کننده باشد

+ نانی |

تو بارش غروری و و بهانه ی ترانه ای ... منم غریب و بر لبم نوای عاشقانه ای

 

تو شور پر کشیدنی در امتداد آرزو ، من آن سکوت ممتدم غمین نشسته در گلو

 

تویی خجسته فال و پرم ز التهاب و تب ... تو از نژاد برتری من از تبار تار شب

 

تو نور مطلقی ومن در انزوا نشسته ام

 

تو جلوه ی زمانه ای من از زمانه خسته ام

 

به رقص دیده میکنی تو با دل زمینی ام ؟؟؟ تو آسمانی ومگر توانی همنشینی ام؟

 

تو را قسم به عاشقی ، دگر مبر قرار من ... در اوجی و نشسته ای آیا به انتظار من؟

 

اگر چه دل سپرده ام به گرمی نگاه تو ... نمانده مامنی مرا به جز پناه دل تو

 

ولی من و وصال تو؟؟؟

 

چه خواب شاعرانه ای!!!

 

تو و دل شکسته ام ... چه سهم ظالمانه ای!!!

 

چگونه من صدا کنم تو را بهشت آرزو ؟؟؟ در این جهنم زمین در این سرای فتنه جو؟؟؟؟

 

قسم به سوز نار و نی،قسم به عشق وفاصله

 

اگر که رو نمی کنم زبی وفایت گله

 

برو...

 

ولی بدون تو چه حاصل از نفس مرا؟

 

برای رستن از زمین همین بهانه بس مرا

 

برو...

 

ولی نظر مکن دگر به دیده ی ترم!

 

نه...

 

اینچنین نرو...

 

بمان ...

 

چگونه از تو بگذرم؟؟؟

 

به خاطر وصال من دگر تو در زمین نمان

 

اگر بنا به رفتن است مرا ببر به آسمان...


+ نانی |

هنوز هم رسم دنیا بی وفائیست

هنوز هم جرم آدم هم صدائیست

کبوتر با کبوتر ‌ باز با باز

هنوز هم رسم پرواز آشنائیست

هنوز هم عاشق و معشوق تنها

هنوز هم درد عاشق ها جدائیست

چه قانونی! چه وجدانی! چه جرمی!

هنوز هم دل شکستن بی گناهیست

+ نانی |

یادم رفت
امشب به تو بگویم تو را دوست دارم
فردا به یادم بیاور
که به تو بگویم تمام زندگی ام هستی

همش اینجا جا نشد واسه دیدنش کلیک کنید

+ نانی |

من به دنبال لحظه آرامی می گردم
که تمام خستگی های روحم را نوازش دهد
نه تکیه گاهی پوچ
که پشت من را خالی کند    
                                        

+ نانی |

لحظه ها تکرار می شوند
برای نبودن تو

و من سخت در پیله ی تنهایی ام
                                                
 

+ نانی |

یکی میگه: اگه دوستت داشت تا حالا اومده بود جلو...
یکی میگه: مگه نیومد؟ خودت نرفتی...
یکی میگه: دوستت داره، رفتارش که اینو میگه...
یکی میگه: اگه دوستت نداشت اون روز با وجود اینکه با * بودی خودشو قایم نمی کرد... بعد دوباره بیاد که...
یکی میگه: اگه نه که اینجوری نگاهت نمی کرد...
یکی میگه: شاید واسه این اینجوری نگاهت میکنه که بگه خیییلی پررویی...
یکی میگه: نمیدونم.
اما یکی بود که فقط میگفت...!
                                     

+ نانی |

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
مترسک می دانست تا او زنده است
کلاغ ها از گُرسنگی خواهند مُرد .
فردا ... مترسک خود را کُشته بود ...
او تازه کلاغ ها را فهمیده بود ؟!؟!

+ نانی |

تو را در جاده های بی سر انجام
چو روح آبی شب دوست دارم
تو را در لحظه های سرد و خاموش
چو یک پروانه در تب دوست دارم

+ نانی |

این صدا اما صدای کیست؟
آنکه از شب می هراسد
خوب میداند
سایه ها رنگ سیاهی نیز می بازند
از چه سان بیهوده میگردی
روزنی را بهر تنهائی چه سود
کاین جا
شب نشان از غربت و درد است
شب درنگ ثانیه دارد
لحظه پایان نمی داند...

Home
Email
Night Skin